از اين مطالب دو نتيجه ميگيريم؛ نخست اين كه، مطالعهٴ انديشهٴ قرون وسطايي الزاماً بايد علاوه بر لاتيني شامل عناصر عربي و عبري باشد، نه آنكه مطالعهٴ اين عناصر، به صورت ناقص، بلكه غلط صورت گيرد. دوم، مطالعهٴ عناصر هندي و چين و ژاپني، كه اهميت ذاتيشان هر چه باشد، چشمپوشي از آن تصوير ما را با خطر تحريف مواجه خواهد ساخت. اين بسيار خوب است، چون هنوز بيان تاريخ علم آسيا بهصورت كامل يا دقيق غير ممكن است. اگر معلومات ما راجع به علوم عربي در سطح بالاتري نبود، براي كوشش در راه اين نتيجهگيري امكاني وجود نداشت، چون از فرط ابهام و تزلزل داراي هيچ ارزشي نبود. گرچه زمان زيادي صرف كردهام تا همهٴ معلومات معتبر مربوط به علوم آسيايي را كه امروزه بهزبانهاي اروپايي در دست است فراهم آورم، حاصل آن بهطور يأسآوري ناچيز است. در دفاع از خويشتن بايد اين را بيفزايم كه بهخاطر نبودن متون چاپي معتبر و تصحيح شده و پژوهشهاي مقدماتي ديگر، حتي كارشناسان ماهر در خواندن خطهاي آسيايي هم در زمان ما نميتوانند چندان كاري بكنند. جز در چند مورد استثنايي، تقريباً همهٴ كارها مانده كه از سر آغاز شود. اين وظيفهٴ خطيري است كه نسلهاي بسيار از پژوهشگران را بهخود مشغول خواهد داشت، ولي نخستين گام هم در آغاز اين راه برداشته نشده است. سرانجام، هنگامي كه اين كار انجام گيرد، معلومات بهتري دربارهٴ تاريخ بشر خواهيم داشت. اين معلومات براي درك تكامل فكري اروپا به ما كمك چنداني نميكند، بلكه ما را قادر ميسازد كه جريانهاي فرهنگي مستقل را مقايسه كنيم، و بدين ترتيب بيشتر به ژرفناي جوهر انسانيت دست يابيم.
براي درك بهتر مبادلههاي فرهنگي كه در سدههاي دوازدهم و سيزدهم صورت گرفت و پيشرفتي كه در سايهٴ آن در همه جاي جهان متمدن تحقق يافت، اينك، سعي خواهيم كرد كاري را كه در زمينههاي مختلف انجام گرفته است، خلاصه كنيم. تنها شاخههاي اصلي علم واقعي را در نظر ميگيريم -- از رياضيات تا طب -- ولي هر كدام را جداگانه بررسي ميكنيم، به صورت كلي و همچنين با جزئياتش. اين نوع تازهاي از تركيب است. اين كار به خواننده امكان ميدهد تا نهتنها مجموع پيشرفت بشريت و دگرگوني تدريجي جهانبيني آن را بسنجد، بلكه پيشرفتش را هم در هر يك از جهات اصلي، و سهم هر فرهنگ و هر ملتي را در هر بخش علم ارزيابي كند.
در چنين گزيدهاي، مطالب تا حدي گسترده و جزمي مينمايد؛ با اين حال -- در حد خود -- صحيح است، چون چندين سال، رنج بسيار كشيدهام تا همهٴ اطلاعات موثق را فراهم و دستچين كنم. شك نيست كه موضوعهاي تازه ممكن است زماني مجبورمان كند كه نتيجهگيريمان را اصلاح كنيم، و اين كار هرگاه لازم باشد بيدرنگ در ايسيس صورت خواهد گرفت. استنتاجاتي را كه در زير بيان شده ميتوان بهمثابهٴ دسترسي خوبي به حقيقتي دانست كه تاكنون امكانپذير شده است. از اين گذشته، خوانندهاي كه بخواهد هر مطلبي را بيازمايد و بداند كه تا چه حد